سه شنبه , 28 بهمن 1404

دغدغه ی «پرده نشین»به روایت فیلمنامه‌نویس

به گزارش فرهنگ عجب شیر به نقل از فرهنگ نیوز ، سایت تبیان نوشت: در میانه پخش «پرده نشین» سراغ حسین تراب نژاد، فیلمنامه نویس این سریال رفتیم و با او درباره سبک زندگی روحانیون در آثار نمایشی گفت و گو کردیم که ماحصل این گپ و گفت پیش روی تان است:

* تعداد آثاری که زندگی و خلوت روحانیت محور اصلی آن ها باشد در سینما و تلویزیون ما انگشت شمار است و عمدتا هم مربوط به دهه اخیر می شوند. دلیل آن چیست؟

اول ترس سازندگان (نویسنده، کارگردان و تهیه کننده) است که باعث می شود کم ترسراغ این قشر بروند. مخصوصا در تلویزیون که به خاطر محدودیت ها عوامل این ذهنیت را دارند که خطوط قرمز بیشتر از سینما است و محدوده کمتری برای پرداختن به این موضوعات وجود دارد. اتفاق خوبی که در «پرده نشین» افتاد اعتمادی بود که سازمان به سازندگان و در راس آن به آقای محمود رضوی (تهیه کننده) داشتند. سابقه کاری و نگاهی که ایشان به روحانیت و مسائل مذهبی داشته باعث شد این اعتماد شکل بگیرد و دست ما بسته نباشد.

* معنی حرف این است که ممیزی خاصی نداشته اید.

خدا را شکر جرح و تعدیلی رخ نداد و این اعتماد باعث شد کار بخوبی و بدون مشکلی پیش برود. بیشتر نظرات هم مشورتی بود و اعمال نظر سفت و سختی وجود نداشت.خوشبختانه این اعتماد بعد از گذشت ۱۶ قسمت جواب داده. در جواب قسمت اول سوال شما باید بگویم خوشبختانه جبهه گیری خاصی نداشتیم و این اتفاق به خاطر این بود که مشاوران ما خودشان روحانی بودند. حتی جاهایی نگران بودیم نکند در پرداخت برخی موضوعات زیاده روی شده باشد اما مشاوران می گفتند اتفاقا خیلی خوب است که این مسائل مطرح شود ؛ خیلی خوب است که معضل خانوادگی روحانی مطرح شود و مردم بدانند آن ها هم مثل دیگران دغدغه ها و مسائل خود را دارند. ممکن است حتی مشکل خانوادگی داشته باشند و براحتی از پس آن بر نیایند. یعنی مشورت ها برای طراحی شخصیت ها بیشتر از جانب خود روحانیون بود تا این شخصیت ها باور پذیر شوند.

* روحانیت بویژه بعد از انقلاب به خاطر ورود به مناصب مختلف ، تعریف تازه ای میان مردم پیدا کرد. پرده نشین چه قدر متاثر از این تعریف بوده؟

دغدغه ای که در «پرده نشین» وجود داشت این بود که آقای شهیدی (فرهاد آئیش) و دیگر روحانی ها حتما جزو روحانیت مردمی قرار بگیرند. منتهی روحانی ای که طراحی کردیم یعنی آقای شهیدی ،‌آدمی نیست که گوشه گیر و منفعل باشد و صرفا به زندگی روزمره مشغول باشد. بلکه به مسائل سیاسی و اجتماعی هم ورود دارد. این دغدغه اول پروژه به ما منتقل شد و خودمان در همین راستا حرکت می کردیم. خیلی این دسته بندی را نداشتیم که این روحانی که طراحی می کنیم جزو روحانی سیاسی است یا غیر سیاسی و مردمی. خیلی این را منفک ندیدیم و در همین مسیر حرکت کردیم.

* پرداختن به زندگی اقشار خاص جامعه و بویژه روحانیت امری سهل و ممتنع است. اطراف مان هستند و زندگی شان را می بینیم. منتهی وقتی قرار است مسائل شان دراماتیزه شود باید ذره بین دست گرفت.برای رسیدن به این قصه غیر از مشورت، چه کردید؟

اتفاق خوب دیگر این پروژه ، پشتوانه پژوهشی آن بود. تقریبا هشت ماه چند نفر از طلبه های جوان حوزه علمیه قم که علاقه مند به هنر هستند و جسته گریخته فیلمنامه هایی نوشته اند ، یک سری تحقیقات انجام داده بودند. خاطرات طلبه ها و ‌مبلغان را جمع آوری کرده بودند که پایه داستان ما بر اساس همان تحقیقات بود. در طول نگارش هم چند نفر بودند که به ما کمک می کردند: حجت الاسلام اسدی زاده،آقای رحیم زاده که از طرف تلویزیون به عنوان ناظر و مشاور پروژه معرفی شدند ،‌آقای ارگانی که هم در طراحی داستان به ما کمک می کردند و هم به مسائل مذهبی و دینی اشراف داشتند ، آقای اصغر زاده هم با توجه به درام یا موقعیت هایی که طراحی کرده بودیم احادیث و روایات مناسب را بیان می کردند و در صورت لزوم استفاده می کردیم. در مجموع «پرده نشین» همکاری خوب و لذت بخشی بود که اگر چنین پیشنهادی شود باز هم سراغش خواهم رفت.

* غیر از پشتوانه پژوهشی ، چه کردید که روحانی سریال دقیقا روحانی سال ۱۳۹۳ باشد؟

خاطرات علما بیشتر برای استفاده از موقعیت های انسانی بود. قصه براتعلی که بین انتخاب لباس روحانیت و عشقش می ماند خیلی معنی ندارد که بگوییم در سال ۹۳ اتفاق افتاده یا سال ۱۳۰۰ . این موقعیت انسانی را می توان در هر برهه زمانی تعریف کرد. ما در جمع های مذهبی زیادی بودیم و جزئیاتی استخراج کردیم و در سریال آوردیم. مثلا این که آ شیخ فرید ما بعد از پایان دوره دکتری الان طلبه شده و معضل کوچکی هم با خانواده اش دارد، حاصل نگاه کردن به آدم های دور و بر است . این نبوده که خاطرات گذشته طلبه ها را برای زمان حال به روز کرده ایم. این ویژگی ها کاراکترهای ما را زنده کرد چون از آدم های واقعی وام گرفته شده بودند و موقعیت هایی هستند که در زندگی یک سری علما اتفاق افتاده. ضمن این که همه، این مشکلات خانوادگی را لمس کرده اند و وقتی روحانی را در این موقعیت می بینند برای شان قابل لمس است و همذات پنداری می کنند. زیاد شدن بحث خانوادگی در کنار مسائل پژوهشی کمک کرد که سریال زنده شود و مورد توجه قرار گیرد.

* نویسنده وقتی بداند هر شخصیت را برای کدام بازیگر می نویسد،‌ قطعا توجه بیشتری به ریزه کاری ها می کند. بویژه این که حالا نقش روحانی در میان باشد. موقع نگارش فیلمنامه بازیگرها مشخص شده بودند؟

نه. اما کاری که برای شخصیت حاج آقا شهیدی کردیم این بود که زندگی نامه و کتاب های سخنرانی چند نفر از علما را خواندیم و وجوه دراماتیک زندگی شان را در طراحی شخصیت ایشان استفاده کردیم. البته طی کار آقای آئیش پیشنهاد دادند لحن حاج آقا شهیدی یک مقدار عامیانه تر باشد بهتر است. ولی این طور نبود که با توجه به ویژگی های بازیگران شخصیت ها را بنویسیم.

* آشنا زدایی همیشه با یک سری دغدغه و نگرانی همراه است. الان نوع نگاه و پرداخت «پرده نشین»‌ باعث شده واکنش ها منفی که نیست، مثبت باشد.

وقتی می خواستیم این پروژه را شروع کنیم هم من ، هم آقای شیرزاد و هم آقای حمزه به عنوان نویسنده این چالش را داشتیم که یک سریال درباره روحانیت می تواند جذابیتی برای عامه مردم داشته باشد یا نه؟ خب این نوع سریال ها همیشه یک مخاطب نُرم دارند و اگر کیفیتش یک مقدار بیشتر شود ، می تواند مخاطب بیشتری جذب کند. هدف ما این بود که مخاطب بیشتری جذب کنیم و تا آخر این چالش را داشتیم و نهایت تلاش مان را کردیم که روحانی هایی طراحی کنیم که مردم داستان آن ها را دنبال کنند .

* تلاش «پرده نشین» اصلاح نگرشی است که درباره قشر روحانیت در جامعه و حتی در آثار نمایشی شکل گرفته. در فیلم و سریال ها نقش روحانی عمدتا در حد پیشنماز محل ، ‌عاقد و … دیده شده. حتی لحن کلام در مراودات روزمره جدا از مردم بوده .

به نظرم این تصور غلطی است که وجود دارد. یعنی همین لحن کلام و نوع حرف زدن روحانیون که اشاره می کنید واقعا عادی است. مثلا آقای شهاب مرادی ،‌آقای نقویان و … راحت صحبت می کنند .خیلی هم به زبان مردم نزدیک است. الان قشر روحانیت متوجه شده برای نزدیک شدن به جوان ها باید به زبان خودشان حرف زد. ترسی که ما در «پرده نشین» داشتیم این بود که منبر طراحی کردیم و حاج آقای مهدوی شش –هفت منبر دارد اما سعی کردیم تصوری که از لحن عموم روحانیت وجود دارد را بشکنیم. اما این معضلی است که باید برای آن فکر اساسی تری شود.

همچنین ببینید

محوطه فرهنگی مقبره الشعرا در محاصره موتورسوارها

محوطه مجموعه گردشگری مقبره الشعرای تبریز پس از تغییرات در محوطه هر چند پذیرای خانواده ها و گردشگران شده اما موضوعی که بیشتر از همه فضا را آزاردهنده می کند حضور راکبان موتورسوار در داخل محوطه و بین جمعیت است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *