یکشنبه , 2 فروردین 1405

لجبازی با پدر از من قاتل خواست

به گزارش فرهنگ عجب شیر به نقل از خبرنگاران؛وقتی با ماموران کمپ اعتیاد در خانه روبرو شد فکر نمی کرد پدرش تهدیدش را عملی کند.به همین دلیل با آنها درگیر و مرد ۳۶ ساله را به قتل رساند.

در حاشیه جلسه بازپرسی گفتگویی را با او انجام دادیم که در ادامه می خوانید.

لجبازی با پدر از من قاتل خواست

چرا معتاد شدی؟

لجبازی با پدرم من را به سمت نابودی برد. او مرد پولداری است اما همیشه خسیس بود و هیچ وقت به من پول نمی داد تا برای خودم کاسبی راه بندازم.

به این دلیل معتاد شدی؟

او همیشه با من مخالفت می کرد حتی سه بار خواستم ازدواج کنم که او مانع من شد.

اولین بار کی مواد مصرف کردی؟

۶ سال قبل وقتی خانواده ام به سفر رفتند به خانه دوستم که معتاد بود رفتم و شیشه کشیدم.

تاحالا ترک مواد را کردی؟

دو بار به کمپ رفتم اما از سر لجبازی دوباره مواد مصرف کردم.

روزی چقدر هزینه مواد می کنی؟

ماهی یک میلیون تومان در میهمانی ها خرج مواد می کردم. بیشتر در میهمانی ها مواد می کشیدم.

چه شد مرتکب قتل شدی؟

دوباره مصرف شیشه را آغاز کردم. پدرم فهمید و تهدید کرد دوباره مرا به کمپ می فرستند. از ترس دو روز خانه فرار کردم. وقتی پدرم خانه بود برگشتم و خوابیدم تا اینکه متوجه سر و صدا شدم.

وقتی از خواب بیدار شدم پدرم و سه مرد غریبه را دیدم که در خانه هستند به آشپزخانه رفتم و با چاقو آنها را تهدید کردم. مرد جوان برای گرفتنم جلو آمد که ضربه ای به سینه اش زدم و همکارش را هم از ناحیه بازو مجروح کردم. بعد هم از ترس فرار کردم.

بعد از قتل کجا فرار کردی؟

به خانه دوستم در اسلامشهر رفتم اما او چون متاهل بود بهانه آورد به همین خاطر به خانه دوست دیگرم رفتم.

چرا خودت را معرفی کردی؟

از فرار و از بیرون ماندن خسته شدم.

چرا از کمپ ترک اعتیاد فرار می کنی؟

یک بار ۴۲ روز در کمپی در اتوبان آزادگان بودم که خیلی آزار و اذیت می کردند.وسط موهایم و ابروهایم را تراشیدند. حتی شکنجه روحی هم می کردند. از کمپ خوشم نمی آید.

انتهای پیام/

همچنین ببینید

فرمانده سپاه عجب شیر: مشکلات معیشتی با تفکر بسیجی مسئولان حل می شود

فرمانده سپاه عجب شیر گفت: تفکر بسیجی در اوایل انقلاب جنگ ۸ ساله را مدیریت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *