سه شنبه , 28 بهمن 1404

اول امان‌نامه دادند بعد همه را سر بریدند/ چرا فقط ۴ سال زندان؟!

به گزارش فرهنگ عجب شیر به نقل از فرهنگ نیوز،روزنامه ها اولین روز هفته را با گزارش ها و خبرهایی از صدور حکم حبس مهدی هاشمی و خطبه های نماز جمعه تهران آغاز کرده اند. نکته جالبی که در بررسی روزنامه های اصلاح طلب به چشم می خورد، در زمینه پرداختن به اخبار مربوط به مهدی هاشمی، اختلاسگر اقتصادی است. این روزنامه ها که پس از بازداشت حمید بقایی در اواسط هفته گذشته، تمام تیترهای صفحه نخست خود را به این موضوع اختصاص داده بودند و گزارش ها و مصاحبه های متعددی نیز در همین رابطه تهیه کرده بودند، با صدور حکم مهدی هاشمی، به نظر می رسد هیچ تمایلی برای پرداختن به این موضوع جنجالی نداشتند و با حاشیه نگاری یا تنها نقل قول سخنگوی قوه قضاییه از کنار آن گذشتند. مقایسه رویکرد روزنامه های اصلاح طلب در پرداختن به موضوعات فساد اقتصادی نشانگر آن است که این روزنامه ها متاسفانه اخلاق حرفه ای را قربانی خواست ها و تمایلات حزبی، جناحی و شخصی می کنند.

“برو به زندان”

روزنامه وطن امروز، تیتر اصلی صفحه نخست خود را به مهدی هاشمی اختصاص داده و “برو زندان” را به عنوان تیتر این مطلب انتخاب کرده است: مهدی هاشمی به زندان می‌رود. روز پنجشنبه ۲۱ خرداد را باید به‌عنوان یک روز تاریخی ماندگار در تقویم نشانه‌گذاری کرد. در این روز و پس از سال‌ها انتظار اعلام شد جنجالی‌ترین و آقازاده‌ترین آقازاده باید ۱۰ سال را در زندان سپری کند. در این روز سخنگوی قوه‌قضائیه خبر داد دادگاه تجدیدنظر، حکم نهایی مهدی هاشمی را ابلاغ کرده است و براساس این حکم، مهدی هاشمی به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. البته خبر ابلاغ حکم مهدی هاشمی روز چهارشنبه هفته گذشته در محافل خبری منتشر شد. در این روز برخی خبرگزاری‌ها خبر دادند دادگاه تجدیدنظر حکم دادگاه بدوی مهدی هاشمی را تایید کرده است. اگرچه این خبر از سوی منابع قضایی تایید نشد اما در محافل سیاسی و رسانه‌ای درباره محتوای این حکم گمانه‌زنی‌هایی مطرح شد. پیش از این، گفته شده بود شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برای مهدی هاشمی مجموعا ۱۵ سال حبس و جزای نقدی سنگین در نظر گرفته است و بر همین اساس پیش‌بینی می‌شد، تایید حکم دادگاه بدوی در دادگاه تجدیدنظر به معنی تایید همین میزان مجازات است. با این حال اما این موضوع هیچ‌گاه از سوی دستگاه قضایی تایید نشده بود. اما غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، روز پنجشنبه بخشی از مجازات مهدی هاشمی را اعلام کرد. سخنگوی قوه‌قضائیه در گرگان درباره حکم پرونده مهدی هاشمی گفت: بنده نیز عصر دیروز(چهارشنبه) اطلاع پیدا کردم، البته به حکم دسترسی پیدا نکرده‌ام چراکه عصر روز گذشته عازم استان گلستان شده‌ام.

وطن در ادامه گزارش خود درباره مهدی هاشمی آورده: البته انتظار آن نیز می‌رفت که اتهامات اقتصادی اصلی‌ترین محور پرونده مهدی هاشمی باشد. در افکار عمومی نیز نام این آقازاده جنجالی همواره با اتهامات اقتصادی همراه بوده است. در واقع سال‌هاست چه درست و چه غلط، در افکار عمومی اتهامات فراوانی نسبت به رفتار اقتصادی مهدی هاشمی مطرح بوده است. به هر حال اکنون و با این حکم دادگاه تجدیدنظر، فساد اقتصادی مهدی هاشمی اثبات شده است البته یکی از موضوعاتی که درباره پرونده مهدی هاشمی و حکم صادره برای آن باید در نظر گرفت این است که آیا این حکم برای همه اتهامات مطرح درباره این آقازاده است یا تنها برای بخشی از این اتهامات؟ یا به عبارت دیگر، آیا پرونده مهدی هاشمی با این حکم بسته شده یا خیر؟ الیاس نادران، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در این‌باره به «وطن امروز» گفته بود حکم صادره برای مهدی هاشمی تنها مربوط به بخشی از اتهامات او است…کنون و با قطعی شدن حکم مهدی هاشمی این سوال در اذهان مطرح شده است که واکنش حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی پدر این آقازاده به حکم قطعی دادگاه چه خواهد بود؟

“داعش، دارایی راهبردی آمریکا”، تیتر سرمقاله امروز روزنامه وطن امروز است که به موضوع تشکیل گروه تروریستی دولت اسلامی توسط آمریکا اختصاص یافته است:  گروهی موسوم به «دیده‌بان قضایی»، اخیراً ‌گزیده‌ای از اسنادی را که از وزارت دفاع و وزارت خارجه آمریکا از طریق یک دادخواست فدرال به دست آورده منتشر کرده که پیش از این به‌عنوان اسناد سری طبقه‌بندی شده بود. در حالی که عمده تمرکز رسانه‌های آمریکایی بر چگونگی مدیریت حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی لیبی معطوف بوده، یکی از اسناد منتشرشده در سال ۲۰۱۲ از سوی آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا از طرحی پرده برداشته که نشانگر برنامه‌ریزی آمریکا برای سرنگونی دولت «بشار اسد» از طریق تشکیل گروه موسوم به «دولت اسلامی» بوده که «مطلوب است در شرق سوریه تشکیل شود تا سیاست‌های غرب در منطقه را به پیش برد». این گزارش که به تازگی از طبقه‌بندی خارج شده، به طور تعجب‌برانگیزی تصریح می‌کند «غرب، کشورهای حوزه خلیج‌فارس و ترکیه از مخالفان سوری حمایت می‌کنند… احتمال تشکیل اعلام‌شده یا نشده حکومتی سلفی در شرق سوریه وجود دارد و این امر دقیقا آن‌ چیزی است که قدرت‌های حمایت‌کننده از مخالفان دولت اسد خواهان آن هستند تا رژیم سوریه منزوی شود.»در حالی که شماری از تحلیلگران و روزنامه‌نگاران از مدت‌ها پیش نسبت به نقش سازمان‌های اطلاعاتی غربی در شکل‌گیری و آموزش گروه‌های مسلح مخالف در سوریه اسنادی را ارائه می‌دادند، این سند تاییدی از بالاترین سطح اطلاعات داخلی آمریکا در قبال این نظریه است که دولت‌های غربی به طور بنیادین گروه تروریستی داعش را به‌عنوان ابزار خاص خود به منظور تغییر رژیم سوریه می‌بینند و این سند بیانگر این سناریوی از پیش طراحی‌شده است. شواهد ناشی از تحقیقات میدانی، فیلم‌های ویدئویی و در عین حال اعترافات اخیر مقامات بلندپایه نظیر اعترافات «رابرت فورد» سفیر پیشین آمریکا در سوریه، همگی اثبات‌کننده حمایت جدی وزارت خارجه ایالات‌متحده و سازمان سیا از تروریست‌های داعش در میدان نبرد سوریه است که دست‌کم به سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ بازمی‌گردد.

وطن در ادامه می افزاید: آمریکا قطعا با داعش است ولی اگر هم مخالف آن بود، در رویارویی با داعش از گزینه‌های نظامی کارآمدی برخوردار نبود. بعید است تاکتیک‌های ضدتروریستی و مبارزه با شورش‌ها و آشوب‌های مسلحانه و البته روش‌های متعارف، واشنگتن را به پیروزی قطعی در برابر گروهی برساند که براساس اسناد فاش‌شده، قرار بوده به‌عنوان ابزاری برای نیل واشنگتن به اهدافش در غرب آسیا ایفای نقش کند. تلاش‌های رهبران سیاسی و نظامی آمریکا به منظور تضعیف داعش راه به جایی نبرده است و جالب آنکه واشنگتن اکنون برای کسب حمایت‌ها و کمک‌های کشورهای منطقه،‌ تقلا می‌کند. آمریکا برای خروج از باتلاق سیاست‌های نابخردانه خود در منطقه چاره‌ای جز درخواست کمک از کشورهای قدرتمند منطقه ندارد. اگر کشورهایی چون عربستان هم که در شکل‌گیری تهدید داعش نقش داشته و با اقدامات غیرمعقولانه خود نظیر حمله به یمن، زمینه را بیش از پیش برای جولان گروه‌هایی چون القاعده فراهم کردند، از این سیاست‌ها دست برندارند، داعش و گروه‌های مشابه آن، سال‌ها به‌عنوان تهدید جدی برای منطقه و منافع کشورهای آن باقی خواهد ماند. حماقت‌های هیات حاکمه آمریکا را پایانی نیست و این ملت‌های منطقه هستند که هزینه همراهی دولت‌های نامعقول خود با سیاست‌های غرب را باید پرداخت کنند.

روزنامه وطن در تحلیلی به سخنان سردار قاسم سلیمانی درباره داعش پرداخته و این سوال را مطرح کرده آیا مقابله با داعش، عین امنیت ملی ایران است؟: غرب آسیا و شمال آفریقا از دیرباز یکی از کانون‌های اصلی تحولات امنیتی و نظامی به شمار می‌آید و در طول تاریخ، این منطقه آبستن جنگ‌ها و منازعات خونینی بوده است. امروز این منطقه دوران بسیار حساس و پیچیده‌ای را سپری می‌کند؛ وضعیتی که همان «تنگنای امنیتی» یا «دوراهی امنیتی» (Security Dilemma) مورد نظر رئالیست‌ها را به ذهن متبادر می‌کند. بدون شک یکی از بازیگران اصلی این معمای امنیتی در منطقه، ظهور و بروز پدیده‌ای به نام «داعش» است. با توجه به تضادهای هویتی بین ایران و داعش و همچنین عمق فجایعی که این گروه در عراق و سوریه به بار آورده است، ضرورت اقدام فوری و عاجل برای مهار و کنترل این گروه تروریستی بیش از پیش احساس می‌شود؛ از این‌رو ایران باید شناختی جامع و مانع و مبتنی بر واقعیات مکانیزم بازی قدرت در عراق و سوریه داشته باشد تا بتواند امنیت ملی خود را تمام و کمال حفظ کند. ناگفته نماند از ابتدای شروع بحران سوریه و بویژه تحولات کشور عراق، دولت ایران بدون هیچ تعلل و مصلحت‌‌اندیشی وارد میدان مبارزه با داعش شد و امروز بر همگان آشکار است اگر ایران هم مانند سایر کشورها گرفتار  مصلحت‌اندیشی می‌شد و بموقع وارد میدان نمی‌شد، شاید تهدید داعش به مراتب جدی‌تر شده بود.

در ادامه این تحلیل می خوانیم: ارزیابی و بررسی عملکرد و الگوی رفتاری داعش به خوبی نشان‌دهنده این واقعیت است که داعش، سودای تشکیل حکومت و خلافت در همه سرزمین‌های اسلامی را در سر دارد  و در این مسیر تنها به سوریه و عراق اکتفا نخواهد کرد؛ بل دیگر دولت‌های عربی منطقه هم باید منتظر تهاجم ناگهانی داعش به کشورهای خود باشند، زیرا گروه‌های تکفیری، حکومت‌های کشورهایی نظیر عربستان،‌ اردن، ترکیه، کویت و قطر را نیز غیراسلامی و وابسته به کفار می‌دانند. از طرف دیگر آمریکا و کشورهای غربی در پروژه بلندمدت خود سعی دارند کانون توجه گروه‌های تندرو اسلامی و آمیخته با آموزه‌های «سلفیسم» را از قلمرو سرزمینی خود دور نگه دارند و با نواختن بر طبل فرقه‌گرایی، غرب آسیا و شمال آفریقا را درگیر بحران و آشفتگی کنند، چراکه آنها در محیط بحرانی خاورمیانه با کمترین هزینه، بیشترین سود و منفعت را کسب می‌کنند و از آنجا که یکی از آموزه‌های سلفیسم، جنگ با فرقه‌هاست، گروه‌هایی نظیر داعش خود به خود به بیشینه‌سازی منافع آمریکا و غرب کمک می‌کنند. با توجه به اینکه داعش به مرزهای سیاسی، اعتقادی ندارد، لذا گفتمان و عملکرد آن علاوه بر تهدیدهای منطقه‌ای و بین‌المللی، به طور خاص تهدیدی جدی برای امنیت ملی و منافع جمهوری اسلامی ایران است. این تهدید، نفوذ سیاسی و توسعه و گسترش گفتمان نظام مقدس اسلامی را که در نتیجه تحولات حاصل از بیداری اسلامی در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به وجود آمده بود، با چالش مواجه می‌کند. از این‌رو ضرورت مقابله سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در مهار داعش بیش از پیش در سیاست امنیتی ایران احساس می‌شود.
“تنگه احد اصلاح طلبان کجاست؟”
روزنامه اصلاح طلب ابتکار در اقدامی جالب در پرداختن به حکم زندان مهدی هاشمی به اتهام اختلاس و ارتشاء، تیتر ” مهدی هاشمی از اتهام جاسوسی تبرئه شد” را انتخاب کرده و در خبری کوتاه و به نقل از یک خبرگزاری به آن پرداخته است: به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام غلامحسین محسنی اژه‌ای در حاشیه آئین تودیع و معارفه رئیس کل دادگستری استان گلستان در جمع خبرنگاران گفت: با توجه به تائید حکم دادگاه بدوی برای مهدی هاشمی و در نظر گرفتن اشد یکی از جرائم براساس ماده ۱۳۴ مجازات اسلامی، وی به ۱۰ سال حبس محکوم شد . وی افزود: براساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در جرائم موجب تعزیر هرگاه جرائم ارتکابی بیش از سه جرم نباشد دادگاه برای هر یک از آن جرائم حداکثر مجازات مقرر را حکم می‌کند و هرگاه جرائم ارتکابی بیش از سه جرم باشد مجازات هر یک را بیش از حداکثر مجازات مقرر قانونی مشروط به این که از حداکثر به اضافه نصف آن تجاوز نکند، تعیین می‌نماید. در هر یک از موارد فوق فقط مجازات اشد قابل اجراء است و اگر مجازات اشد به یکی از علل قانونی تقلیل یابد یا تبدیل یا غیرقابل اجراء شود، مجازات اشد بعدی اجراء می‌گردد.
محمدعلی وکیلی، مدیرمسئول روزنامه ابتکار در یادداشتی به کامیابی ها و ناکامی های دولت روحانی در میانه تصدی ریاست جمهوری پرداخته است: اکنون حدود دو سال از عمر دولت تدبیر و امید می گذرد. این دولت «اعتدال» را شعار خویش قرار داد و ظاهراً منظور از این شعار، «مدیریت عقلانی» بود. یعنی میانه روی در مشی و تعقل در رفتار. دولت روحانی با مقیاس اعتدال تـاکنون کامیابی ها و ناکامی هایی داشته است که به اجمــال در اینجا به اهم آن اشاره می شود:۱-آرامش عمومی حاکم شده است.۲-امید به بهبودی، بر کاستی ها سایه انداخته است. ۳-تورم بحران آفرین مهار شده است.۴-قدرت از حالت رازآلود و رمزآمیز خارج شده است و شفافیت بر تصمیمات دولتمردان حاکم می باشد. ۵-لاپوشانی که عامل مهم انباشت فسادها در گذشته بوده است به مدد قانونگرایی کمتر شده است. ۶-دولت نظم مالی و قانونی پیدا کرده است. ۶-دولت نظم مالی و قانونی پیدا کرده است.
ابتکار در ادامه به ناکامی های دولت نیز پرداخته: ۱-ناکامی در گفتمان سازی «اعتدال»: اگر اعتدال به گفتمان تبدیل می شد نقطه مقابل خود را به محاق می برد و مردم تحت تاثیر حاکمیت گفتمان اعتدال دست رد بر سینه افراطیون می زدند اماشوربختانه صدای تندروها بیشتر از هر زمان گوش خراش شده است. از سوی دیگر بخشی از عناصر دولت به بهانه اعتدال در دام عافیت طلبی و احتیاط گرفتار آمده اند و همین به پاشنه آشیل دولت روحانی تبدیل شده است. ۲- آثار تدبیر بر سر سفره و زندگی مردم همچنان نمایان نیست.  ۳-بروز دولت کمتر از ظهورش است. نداشتن استراتژی رسانه ای حلقه مفقوده روز اول دولت تا به اکنون بوده است. فقدان استراتژی رسانه ای زحمات، تصمیمات و مواضع دولت را به محاق برده و نقش تعیین کننده ای در ناکامی گفتمان سازی آن ایفا کرده است.  ۴-فقدان وحدت رویه و نبود هم آهنگی بر حرکت دولت: رویه های مختلفی در دولت شکل گرفته است. ژنرال های دولت هر کدام برای خویش رویه ای را در مدیریت اجرایی خویش انتخاب نموده اند. برغم وجود هماهنگی ها اما آهنگ واحدی را شاهد نیستیم. وزارت کشور با یک آهنگ، وزارت امور خارجه با آهنگی دیگر و وزارت ارشاد آهنگ خودش را دارد و بخش های اقتصادی به همین ترتیب گرفتار ریتم و آهنگ های مختلف هستند.  ۵-«تنهایی روحانی روی صحنه»: روحانی روی صحنه و پشت تریبون ها با روحانی رئیس دولت فرق دارد. روحانی رئیس دولت به اعضای دولت شبیه است. البته مواضع معاون اول و وزیر ارشاد در مواردی تائیرگر هستند، ولی گسست و شکاف عمیقی بین حکمت نظری و عملی دولت ایجاد شده است. در نتیجه این شکاف شاهد کاهش محبوبیت مردمی و البته افزایش مقبولیت نخبگی دولت هستیم. به هر روی کار دولت روحانی سخت است. پرونده هایی که هر از گاه رسانه ای می شوند نشان می دهد که این دولت دارای چه ارثیه ای است. کار دولتی که بنای هویت سازی مستقل دارد به مراتب سخت تر از دولت هایی با هویت اجتماعی ثابت است. کار دولت روحانی به مراتب از تمام اسلاف خویش سخت تر می باشد.
روزنامه ابتکار در مصاحبه ای با عبدالله ناصری، فعال اصلاح طلب، به موضوعات انتخاباتی، احزاب و عملکرد دولت روحانی پرداخته و ناصری وزارت کشور را تنگه احد اصلاح طلبان” ارزیابی کرده است:  عبدالله ناصری عضو شورای مشورتی اصلاح‌طلبان و عضو بنیاد باران، به پرسش‌های خبرنگار ابتکار درباره‌ی انتخابات مجلس دهم، راهبرد‌ها و برنامه‌های اصلاح‌طلبان در این رقابت انتخاباتی، تعامل وزارت کشور با احزاب اصلاح‌طلب، نگرانی‌های انتخاباتی این جریان سیاسی، تاثیر عملکرد دولت تدبیر و امید بر آراء نامزد‌های اصلاح‌طلب در مجلس پاسخ داد. او عمده نگرانی اصلاح‌طلب‌ها را مربوط به مساله‌ی تایید صلاحیت نامزد‌های اصلاح‌طلب می‌داند و در ارزیابی عمل‌‌کرد وزارت کشور می‌گوید: «رحمانی فضلی یک اصول‌گرا است تا حدی توانسته است یک کار‌هایی بکند، اما وقتی با سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ وزارت کشور مقایسه می‌کنیم و فعالیت‌هایی که در حوزه توسعه‌ی سیاسی انجام شده است، می‌بینیم در این دو سال به نوعی در حوزه توسعه سیاسی کار چندانی صورت نگرفته است. کارنامه‌ی عمل‌کرد اصلا قابل مقایسه نیست. بنابراین معتقدم آقای رحمانی فضلی علاقه‌ای به حوزه توسعه‌ی سیاسی ندارد. امروز در این منصب قرار گرفته است و به برخی ماموریت‌ها در هم‌آهنگی با گفتمان اصلاح‌طلبی حسن روحانی عمل می‌کند ولی واقعیت این است که وزارت کشوری معاونت سیاسی‌اش به عنوان مهم‌ترین حوزه کاری و بازوی عملکرد اجرایی‌اش را ده ماه بدون رئیس نگه می‌دارد. خوب معلوم می‌شود که توسعه‌ی سیاسی آخرین مساله‌ی وزارت کشور است.» این فعال سیاسی از وزارت کشور به عنوان تنگه‌ی اُحد اصلاح‌طلب‌ها یاد می‌کند و می‌گوید « با آن شرایطی که در دولت احمدی‌نژاد صورت گرفت و عملا احزاب منحل شدند یا تشکل‌های مردم نهاد مجوز نگرفتند و همه‌ی آن بخش‌ها و فعالیت‌هایی که به توسعه سیاسی مربوط می‌شود در همه‌ی این سال‌ها تعطیل بوده است. تعبیر تنگه‌ی احد درست است و الان در اختیار یک شخصیت اصول‌گرا قرار گرفته است.» مساله‌ی دیگر در انتخابات پیش‌رو حضور جریان‌های احمدی‌نژادی است مساله‌ای که به اعتقاد عبدالله ناصری بیش‌تر از این‌که چالشی برای جریان اصلاح‌طلبی باشد، چالش جریان‌های اصول‌گرا است، او می‌گوید ما احمدی‌نژادی‌ها را رغیب خودمان نمی‌دانیم.
ناصری در بخشی از گفتگوی خود با حضور یاران احمدی نژاد در انتخابات مجلس دهم و گره خوردن سرنوشت کشور به مذاکرات هسته ای گفته است: اگرچه احمدی‌نژاد و هوادارانش در انتخابات آینده شرکت خواهند کرد و از همین الان هم برنامه‌های مختلفی را برای پیش‌برد برنامه‌های انتخاباتی و تبلیغی دنبال می‌کنند. آن‌ها کم و بیش پایگاهی اجتماعی دارند و از سویی منابع مالی بسیار گسترده‌ای دارند و این دو عنصر بسیار مهم در رقابت‌های انتخاباتی است. منابع اقتصادی در حوزه‌های انتخابی کوچک می‌توانند ورق را برگرداند. احمدی‌نژاد نه به عنوان نامزد بلکه در نقش سازمان‌دهنده عمل خواهد کرد. به هر حال اصلاح‌طلب‌ها به هیچ‌وجه آنها را رقبای اصلی خودشان نمی‌دانند و ورود احمدی‌نژادی‌ها به رقابت‌های انتخاباتی مجلس دهم، به بالا گرفتن اختلاف و رقابت در جریان اصول‌گرایی دامن می‌زند در شرایطی که جریا‌ن‌ها اصول‌گرای میانه‌رو از احمدی‌نژاد دل‌خوشی ندارند. اصلاح‌طلب‌ها رقبای اصلی خودشان را همان اصول‌گراهای میانه‌رو می‌دانند که همواره چارچوب و قواعد بازی انتخابات را رعایت کرده‌اند و به آن وفادار بودندو از آن عدول نکردند…من این را بگویم، اصلاح‌طلب‌های بار‌ها این مساله را گفته‌اند که نباید پرونده مذاکرات هسته‌ای را به سرنوشت و حیات سیاسی – اجتماعی دولت گره زد. این موضع اصلاح‌طلب‌هاست. اگر خدای نکرده رونده مذاکرات به جایی هم نرسد اصلاح‌طلب‌ها فارغ از آن سیاست‌هایی که منجر به پیروزی‌شان در انتخابات شود را دنبال می‌کنند و برای آن هم برنامه دارند. عمده نگرانی ما موانع ساختاری است که در چند مجلس گذشته عملا مانع ورود گسترده اصلاح‌طلب‌ها به مجلس شده‌است. اصلاح‌طلب‌ها به هیچ‌وجه سرنوشت سیاسی خودشان را به حل مساله‌ی مذاکرات هسته‌ای گره نزدند.
جنگ احزاب در خانه احزاب/ بازگشت ارکستر ملی با کتک‌کاری عکاس خبری!
روزنامه جوان در صفحه نخست خود به برگزرای جلسه مجمع عمومی خانه احزاب در  پنج شنبه هفته گذشته پرداخته، جلسه ای که با حواشی و درگیری های نیز همراه بود: حزب‌داری در مملکت ما امری دشوار و بعید بود، اما وقتی در فعالیت گروه‌ها و جناح‌های مختلف، بسیاری از سیئات حزب‌داری مثل اردوکشی‌های خیابانی، رفتارهای مردم‌فریب، رانت‌خواری، باندبازی و سیاسی‌کاری‌های خاص، گریبان مردم را گرفت اما حسنات حزب‌داری مثل نظام‌مند شدن ورود و خروج سیاسیون به قدرت و صاحب برنامه و تیم شدن صاحبان قدرت و نیز پیشگیری از طغیان و خروج رؤسای جمهور و برخی صاحب‌منصبان دیگر از برنامه‌ها و آرمان‌های اعلامی و تبلیغ شده، نصیب کشور نشد، تمایل به حزب‌داری و تشکیل احزاب نیز بیشتر شد اما حالا تصاویر دومین مجمع عمومی خانه‌احزاب که پنج‌شنبه گذشته اتفاق افتاد، نشان می‌دهد که جنگ احزاب در خانه احزاب شکل گرفته است!  باید دید احزاب که می‌خواهند نظام مترقی سیاسی در کشور برپا کنند، می‌توانند وقتی همگی زیر سقف یک سالن کوچک گردهم می‌آیند، با زبان متین و عقلانی با یکدیگر صحبت کنند یا سرنوشت آینده کشور نیز ترسیمی از همین جنگ خانه احزاب خواهد بود.با وجود آنکه شاکله اصلی خانه احزاب از بین بردن دغدغه‌ها و مشکلات صنفی – حقوقی احزاب کشور است و باید محلی برای هم‌افزایی احزاب در همه طیف‌ها باشد اما باز هم در روزهای بازگشایی مجدد این خانه و در دومین مجمع فوق‌العاده شاهد حواشی بسیاری بودیم. از جمله این حاشیه‌ها می‌توان به تذکرات متعدد احزاب غیرمشهور درباره موضوعات مختلف اشاره کرد. همچنین یکی از دبیران کل این احزاب با تندی رئیس اصلاح‌طلب مجمع(کواکبیان) را مورد خطاب قرار داد که باعث خشم کواکبیان شد.  همچنین بی‌نظمی و ناهماهنگی‌های مکرر در مجمع فوق‌العاده خانه احزاب، سوژه‌هایی را برای عکاسان رسانه‌ها فراهم کرده بود و این بی‌نظمی کار را به جایی رساند که امرایی رئیس احزاب کمیسیون ماده ۱۰ دو بار به پشت میکروفون رفت و از هیئت رئیسه و احزاب خواست براساس دستور جلسه که همان اصلاح اساسنامه بود، مطالب خود را مطرح کنند.  در پایان جلسه نیز، نماینده جامعه اسلامی مهندسی در پایان رای‌گیری به نحوه انتخابات اعتراض کرد و در حالی که قصد بالا رفتن از سن را داشت، با ممانعت نمایندگان وزارت کشور مواجه شد.
“روایت روسی از کندی مذاکرات”، عنوان گزارش جوان در رابطه با ادامه روند مذاکرات هسته ای ایران و ۱+۵ است. در این گزارش به اظهارات ریابکوف، نماینده روسیه در مذاکرات اشاره شده است: مذاکرات هسته‌ای در هر حال همچنان ادامه دارد اما دست‌اندازهای حصول به توافق چنان زیاد است که مقامات روس از کندی ‏نگران‌کننده آن صحبت کرده‌اند؛ صحبت‌هایی که سخنان یکی از اعضای ارشد مذاکراه‌کننده ایران درباره اینکه ۱+۵ می‌خواهد به ‏روند مذاکره سرعت ببخشد هم مؤید آن است.‏ رایزنی‌های هسته‌ای که از روز سه‌شنبه در وین آغاز شده است همچنان در سطح ‏نشست‌های ‏کارشناسی و دوجانبه بین هیئت ایرانی و ۱+۵ در حال برگزاری است. ‏ در این شرایط سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه و نماینده این کشور در ‏مذاکرات هسته‌ای در ابتدای ورود خود به وین برای از سرگیری دور تازه مذاکرات ‏در سطح مدیران سیاسی به خبرنگاران گفت: متأسفانه روند مذاکرات در حال کند شدن است. ‏این موضوع ما را نگران کرده است به دلیل آنکه زمان باقی مانده تا ضرب‌الاجل رو به ‏کاهش است و ما باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن گام‌های نهایی را برداریم. ‏ ریابکوف افزود: ۱+۵ و ایران درباره بازطراحی رآکتور آب سنگین اراک ‏به تفاهم رسیده‌اند اما ‏طرفین همچنان درباره اینکه چه کسی مسئول این بازطراحی باشد و ‏چه وقت، چگونه و با کدام ‏منبع مالی این کار صورت بگیرد، به تفاهم نرسیده‏اند. ‏بدون جواب دادن به این سؤالات ما قادر نخواهیم بود به سوی توافق نهایی پیش برویم. ‏
جوان در ادامه گزارش خود آورده است: معاون وزیر امور خارجه روسیه ادامه داد: موضوع زمان حضور وزیران خارجه ‏‏۱+۵ در مذاکرات هسته‌ای ایران در نشست‌های بعدی مطرح می‌شود. ریابکوف همچنین در مورد دسترسی به سایت‌های نظامی ایران گفت: تنها راه‌حل موضوع ‏دسترسی‌های مدیریت شده به سایت‌های هسته‌ای ایران، دستیابی به چارچوب تفاهم با آژانس ‏بین‌المللی انرژی اتمی است. ‏ وی تصریح کرد: تنها راه‌حل جهانی و قابل قبول این موضوع دستیابی به یک سند تفاهم میان ‏ایران و آژانس و نیز وجود قانونی در این مورد است که این سند در مورد قراردادهای ‏همکاری آینده ایران و آژانس چگونه استفاده شود. ‏ایران باید مسئله دسترسی کنترل‌شده به مراکز خود را حل کند. ‏ وی افزود: برای پذیرش تمامی خواسته‌های ایران بر مبنای اطلاعاتی که یکی دارد و ما فاقد آن ‏‏هستیم ‏آمادگی نداریم. ‏ریابکوف گفت: در این دور درباره همان چیزها بحث کردیم که در دور قبل بحث کردیم. ‏متأسفانه سرعت پیشرفت مسائل در چند هفته گذشته کند شده است. ‏ وی گفت: مدت زمانی که تا ضرب‌الاجل مانده است زیاد نیست و باید هرچه سریع‌تر گفت‌وگوها ‏را به خط پایان برسانیم. ‏
روزنامه جوان در گزارش اجتماعی خود به موضوع کودکان کار پرداخته و به انتقاد از سیاست های ناکارآمد دستگاه های دولتی در زمینه حل این موضوع پرداخته است. جوان برای گزارش خود تیتر ” ۲۰ میلیون نوجوان داریم ۱۳ میلیون دانش‌آموز!؟” برگزیده: در حالی «روز جهانی مبارزه با کار کودکان» یعنی ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد) را پشت سرگذاشتیم که همچنان کودکان کار در معرض انواع آسیب‌های مختلف قرار گرفته‌اند و دستگاه‌‌های متولی هم به بهانه‌های مختلف فقط دم از انجام طرح‌های متنوع برای کودکان کار می‌زنند؛ کودکانی که با کمترین حمایت‌ها‌ی قانونی در کارگاه‌های زیر‌زمینی و به دور از چشم مسئولان با درآمدی نا‌چیز تن به نا کارآمدی برنامه هایی سپرده‌اند که در سایه قانون کار بی‌اثر مانده‌اند. با این حال سرنوشت ۶تا۷ میلیون کودک و نوجوانی که از آمار مدارس گم شده‌اند، همچنان نامشخص است. در کشور ما آمار دقیقی از کودکان کار موجود نیست و به صورت غیر‌رسمی آمار کودکان و نوجوانانی که در مدارس حضور ندارند به ۶تا۷ میلیون نفر می‌رسد که کارشناسان معتقدند بسیاری از کودکان آمار‌ها، به قشر کودکان کار و خیابانی در معرض آسیب ختم می‌شود و اگر دولت و دستگاه‌های متولی توان ساماندهی آنان را ندارند، چگونه می‌خواهند بر اساس برنامه‌ها ی توسعه کشور ایجاد اشتغال پایدار کنند‌؟ با این حال مسئولان هم برنامه‌ریزی مدونی برای کودکان کار ندارند. بر این اساس سال‌هاست کودکان کار فقط و فقط در روز جهانی مبارزه با کار کودکان، به صورت نمادین مورد توجه قرار گرفته و بازهم در میان نابسامانی‌های دستگاه‌های متولی به دست فراموشی سپرده می‌شوند. سخت‌تر شدن شرایط اقتصادی خانواده‌ها و در معرض آسیب اجتماعی قرار گرفتن کودکان عمدترین عامل برای افزایش کودکان کار در کشور به حساب می‌آید.
جوان در ادامه گزارش خود در گفتگو با کارشناسان این حوزه آورده است: امیر محمود حریرچی، جامعه‌شناس با ارائه آمارهایی از کودکان بازمانده از تحصیل، سیاست‌های آموزش و پرورشی دولت‌ها از دیرباز تا‌کنون را مورد نقد قرار داد و  به ایسنا گفت: طبق آمارهای رسمی ۲۰ میلیون کودک و نوجوان ۷ تا ۱۸ ساله در سن مدرسه در کشور وجود دارد، در حالی که آموزش و پرورش در سال جاری تعداد دانش‌آموزان را ۱۳میلیون نفر و به روایتی دیگر ۱۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تن اعلام کرده است.  حال باید پرسید ۶ تا ۷ میلیون نفر دیگری که در سنین مدرسه هستند چه می‌کنند؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت اینها همان افرادی‌اند که مورد «آزار و غفلت» قرار گرفته‌اند و به آنان کودک کار گفته می‌شود.   به گفته حریرچی این کودکان همواره با مسائلی چون فقر، محیط نامساعد آموزش و پرورش، تحقیر، افت تحصیلی، فرار از خانه، شرایط نامساعد خانوادگی، اعتیاد والدین و دیگر مسائل دست و پنجه نرم می‌کنند و در این شرایط ناگوار مسئولان ما تنها در حال ارائه اعداد و ارقام هستند و به جای اینکه مسئله را حل کنند دائم صورت مسئله را تکرار می‌کنند. در حال حاضر در ایران مشکل کمبود قانون و مقررات وجود ندارد بلکه مشکل اصلی و اساسی آن است که قوانین موجود اجرایی نمی‌شود. در همین راستا، حبیب‌الله‌مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور ضمن اشاره به یکی از طرح‌های وزارت تعاون‌، کار و رفاه اجتماعی در خصوص ساماندهی کودکان بازمانده از تحصیل و اختصاص اعتباری خاص به این طرح و اجرای پایلوت آن در استان‌های فارس، خوزستان و سیستان و بلوچستان گفت: براساس آمارهای آموزش و پرورش در استانی مانند سیستان و بلوچستان ۳۰ تا ۴۰ هزار کودک بازمانده از تحصیل وجود دارد و رسیدگی به این امر در حال حاضر جزو مصوبات شورای عالی رفاه است.
“بازگشت ارکستر ملی با کتک‌کاری عکاس خبری!”، عنوان گزارش روزنامه جوان از جشن روز برگزاری ارکستر ملی با حضور مسئولین و وزرا است که در حاشیه این رویداد، عکاس خبری ایلنا مورد ضرب و شتم محافظ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار می گیرد: دور جدید فعالیت ارکستر سمفونیک ملی که سال‌ها بود تعطیل شده بود، با حاشیه‌ای از جنس خشونت و تعدی چهارشنبه ۲۰خرداد آغاز شد. ارکستر موسیقی ملی به مدیریت هنری و رهبری ارکستر فرهاد فخرالدینی و خوانندگی سالار عقیلی و کیوان ساکت اولین اجرای زنده خود را برای علاقه‌مندان برگزار کرد. در این مراسم که با حضور پررنگ مسئولان دولتی مانند محمدجواد ظریف، علی جنتی، حسام‌الدین آشنا، محمدباقر نوبخت، کمال خرازی، علی مرادخانی و پیروز ارجمند رنگ و لعاب دولتی داشت با درگیری فیزیکی یکی از محافظان وزیر ارشاد با عکاسان رنگ خون به خود گرفت. عکاس خبرگزاری ایلنا یکی از حاضران در این مراسم بود که به شدت مورد برخورد فیزیکی قرار گرفت. وی درباره حوادث شب گذشته می‌گوید: در ابتدا؛ محمدجواد ظریف به سالن آمد که محافظان و مسئولان سالن برخورد خوبی داشتند اما با ورود علی جنتی(وزیر فرهنگ ارشاد اسلامی) و محافظ وزیر، برخوردهای توهین‌آمیز آغاز شد. ایلنا اظهارات عکاس خود را درباره برخورد فیزیکی محافظ وزیر ارشاد در قالب گزارشی منتشر کرده است. طبق اظهارات عکاس این خبرگزاری، محافظ وزیر با ضربه‌ای که به صورت عکاس ایسنا زده است باعث خونریزی بینی وی می‌شود و لگدی نیز به پهلوی عکاس ایلنا می‌زند. عکاسان نیز به نشانه اعتراض به این برخورد توهین‌آمیز قصد خروج از مراسم را داشتند که دبیر عکس خبرگزاری مهر مانع خروج آنها می‌شود و با درخواست وی عکاس‌ها در مراسم می‌مانند.
 اگر از شرم بمیرید برشما حرجی نیست/ چرا فقط ۴ سال زندان؟!
روزنامه آفتاب یزد در صفحه نخست خود پست اینستاگرامی شهاب حسینی، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر را مورد توجه قرار داده و در همین زمینه گزارشی با عنوان ” اگر از شرم بمیرید برشما حرجی نیست” را برگزیده است: برخی از اتفاقات نیز هیچ گونه سر و صدایی نمی کند و برخی هنرمندان هم ترجیح می دهند که وارد حاشیه های آن اتفاقات نشوند چرا که یا برایشان دردسرآفرین است و یا ترجیح می دهند از دور نظاره گر اتفاقات باشند تا بیایند وسط میدان. ما خودمان شاهد و ناظر این ماجراییم به این دلیل که حتی پرسش های بسیار ساده ای که جوابش هیچ کس را به دردسر نمی اندازد هم از سوی این هنرمندان بی پاسخ می ماند و اوج همکاری آنها با سوال مورد نظر پیچاندن قضیه بوده طوری که ترجیح دادیم که مطلب را درج نکنیم تا نصفه و نیمه به پایان برسانیم. اما یک نکته بسیار حائز اهمیت است و آن اینکه هنرمند باید ذاتی شجاع داشته باشد، باید با جامعه همراه باشد، درد جامعه را باید لمس کرده باشد، با آن زندگی کرده باشد و از این نهراسد که با او چگونه رفتار می کنند از این دست هنرمندان زیاد داریم،در همین راستا وقتی خبر تجاور افراد عربستانی به دو نوجوان ایرانی رسانه ای شد چه تعدد از هنرمندان اعتراض کردند؟ به غیر از هنرمندان اندکی که در پست های اینستاگرامی این عمل شنیع عربستان را محکوم کردند، تنها کسانی که از میان هنرمندان مقابل سفارت عربستان ایستادند و خواستار رسیدگی به بی حرمتی نسبت به ایران و ایرانی شدند امین زندگانی و الیکا عبدالرزاقی بودند.
آفتاب در ادامه به موضوع غواصان شهید و پست شهاب حسینی در شبکه های اجتماعی می پردازد: از سوی دیگر این روزها خبر غواصان شهید در همه جای ایران پراکنده کجایند هنرمندانی که آب روی سرشان می ریختند؟ سوال اینجاست یک هنرمند چه اندازه باید هنرمند باشد تا بتواند از موضوع غواصان شهید برای انجام رسالت هنری خود استفاده کند؟ اخیرا سیدشهاب الدین حسینی در جدیدترین پست اینستاگرامش تصویری از یکی از ۱۷۵ شهید غواص را منتشر کرد و زیر آن نوشت:« آقایان نه چندان محترم عرصه اختلاس با دیدن این تصاویر اگر در دم از شرم بمیرید بر شما حرجی نیست. خدا فرمود، مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده اند. بلکه آنان زنده به حیات ابدی شدند و نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود.»  و این رسالت یک هنرمند است، رسالتی که این روزها به دلایل مختلف به فراموشی سپرده می شود. شهاب حسینی تنها یک بازیگر بزرگ نیست. او یک انسان بزرگ است. گرچه او از دست وزیر محترم ارشاد مدرک درجه یک هنری معادل دکترا نگرفت اما با این اقدام نشان داد که درجه یک ترین هنرمند سرزمین ایران باشد به نظر می رسد او تنها یک پست کوتاه درس بزرگی به هنرمندان کشور داد؛ هنرمندانی که این روزها آن چنان محافظه کار شده اند که گویی از جامعه عقب افتاده اند. به هر حال هنگامی که برای دردی که جامعه ات می کشد حرمت قائل باشی از این موضوع ترس نخواهی داشت که نکند به خاطر اظهارنظر امروزت فردا ممنوع الکار شوی.
در حالی که حکم مهدی هاشمی قطعی شده و به ده سال زندان نیز محکوم شده است، روزنامه آفتاب یزد همچنان تحلیل های خود را به حمید بقایی و احمدی نژاد اختصاص داده است. این روزنامه در خبری که به مهدی هاشمی اختصاص داده تنها اظهارات سخنگوی قوه قضاییه را منتشر کرده اما در جریان بازداشت بقایی، نه تنها به اصل خبر پرداخت بلکه گزارش ها، یادداشت ها و تحلیل های متعددی را نیز در این زمینه منتشر کرد و تا به امروز نیز ادامه دارد: برخورد ساده انگارانه با بازداشت معاون اجرایی رئیس دولتین نهم و دهم آن قدر دردآور است که هیچ گونه تحلیلی را به خود راه نمی‌دهد. برخی سکوت‌ها و برخی جا خالی دادن‌ها و برخی تجاهل‌ها مردم را به اندازه کافی مبهوت و عصبانی کرده است اما این ساده انگاری ریشه در انفعال یا تسلیم‌بودن ندارد بلکه ریشه در واقعیت‌هایی دارد که می‌دانند و دم نمی‌زنند! بقایی به طور قطع یکی از مهره‌های شاخص در دولت عدالت محور بوده که حالا با هزاران حرف و حدیث، در بند و بست قانون و عدالتی که هشت سال و‌ اندی! از آن دم می‌زدند گرفتار شده است.این روزها و در سالی که همه در تلاش صندلی‌های سبز بهارستان هستند حتی آنان که هیچ شانسی ندارند! پایداری ها، تندروها و حتی اصولگرایان در بدترین حالت ممکن و در سخت‌ترین لحظاتی که به آرامش نیاز داشته‌اند، دچار یکی دیگر از آن دست چالش‌هایی شده‌اند که تا مدت ها باید به رفع و رجوع آن بپردازند. اما این مسئله به همین مقدار ختم نخواهد شد. بررسی جایگاه رحیمی از یک سو و تاثیرگذاری بقایی از سویی دیگر ابهامی بزرگ ایجاد می‌کند که این دو ضلع منتظر ضلع سومی هستند تا طول و عرض هشت سال گذشته در برخی بخش‌ها برملا شود یا این معجون مختلف‌الاضلاع تا مدت‌ها دچار کشف و شهود خواهد شد؟ در این که چرا بقایی آری و چرا دیگران نه!
آفتاب در ادامه آورده است: مصاحبه هایی تند و تیز و شاخ و شانه کشیدن هایی جالب توجه وقتی به بازداشت یکی از افراد تاثیرگذار در دولتین نهم و دهم منتهی می شود انسان را ناخودآگاه به سمت و سوی بررسی مسئولیت هایی می کشاند که بقایی آن ها را دارا بوده است. این وظیفه رسانه و شخص نیست اما بررسی های میدانی می تواند آدرس هایی مشخص از جریاناتی هدایت شده را برملا سازد. جریاناتی هدایت شده که علاوه بر مهندسی جریان خاص بیشترین چالش های بین المللی را برای نظام و انقلاب به وجود آورده اند تا آن جایی که شاید بتوان بین عبارت«دلالان تحریم» و«جریان انحرافی»و این بازداشت های اخیر ارتباطی معنا دار ایجاد کرد. اقتدار نظام و اقتدار قوه قضائیه این روزها مردم را  بیش از همیشه امیدوار ساخته است اما این اقتدار می تواند باعث امیدواری بیشتری نیز شود. آن چه این روزها مردم را هوشیارتر از همیشه کرده است پدیدار شدن اصلی ترین ضلع(ضلع سوم!)یا معرفی اضلاع تاثیرگذار در رشد فسادهای سیستمی در داخل دولت احمدی نژاد است دولتی که با فروش نفت ۱۰۰ دلاری می توانست برای این روزهای تحریم، ذخیره هایی آرامش بخش بر جای گذارد نه معاون اول و معاون اجرایی بازداشت شده و دچار اختلاس‌های میلیاردی!
“چرا فقط ۴ سال زندان؟!”، تیتر گزارشی از آفتاب یزد است که به موضوع دادگاه دو مامور عربستانی متهم به تجاوز به دو نوجوان ایرانی در مکه اختصاص یافته است: هشتم فروردین ماه سال جاری دو مامور امنیتی فرودگاه جده عربستان، دو نوجوان ایرانی را پس از شرکت در حج عمره و در حال بازگشت به ایران به بهانه بازرسی، از دیگر اعضای کاروان جدا کرده و به یک اتاق مجزا برده و آنان را مورد شبه تجاوز قرار دادند. وزارت خارجه ایران چندی بعد بیانیه‌ای صادر کرد و این حادثه و عمل ماموران سعودی را «شبه‌تجاوز» تعبیر کرد. حسن قشقاوی، معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در خصوص مجازات این دو مامور خاطی گفته بود که دادستان جده در جلسه دادرسی که روز ۱۱خرداد در شعبه هفت دادگاه جنایی این شهر برگزار شده بود،«مجازات اعدام» را با استناد به شرع و قانون برای این دو متهم درخواست کرده است. این در حالی است که چهارشنبه گذشته یک مقام امنیتی عربستان گزارش داد که دو مامور فرودگاه جده که به جرم تجاوز به دو نوجوان ایرانی بازداشت شده بودند، به ۴سال حبس و ۱۰۰۰ضربه شلاق محکوم شده‌اند. این مقام امنیتی گفته که این حکم به متهمان ابلاغ شده ولی هنوز به صورت رسمی با رسانه‌ها در میان گذاشته نشده است. در عربستان احکام شلاق به‌صورت نوبت‌های متناوب ۱۰۰تایی جاری می‌شود و فاصله میان هر نوبت حداقل یک هفته است؛ در صورت تشخیص پزشکان سعودی و با توجه به میزان تحمل بدنی محکوم، این فاصله زمانی قابل تمدید است.
آفتاب یزد در ادامه با گفتگو با یک کارشناس حقوقی آورده است: نعمت احمدی ، حقوقدان در خصوص ابلاغ این حکم به آفتاب یزد گفت: نمی دانم دولت عربستان این ۴سال حبس و هزار ضربه شلاق را از کجا آورده چون در شرع چنین چیزی نداریم و حبس برای مسئله لواط بنابراین باید حکم را دید که بر اساس کدام متن فقهی چنین رایی را دادند یا تجاوز صورت گرفته که حکم اعدام است یا صورت نگرفته که حکم صد ضربه شلاق است.بهمن کشاورز دیگر حقوقدان نیز در این خصوص گفت: موارد موضوعی ماجرا را دقیقا نمی‌دانیم و اطلاعی نداریم چه اتفاقی افتاده است. آنچه مسلم است این است که آنچه اتفاق افتاد شامل هتک حرمت و نوعی تعرض جنسی بوده که به جرم کامل لواط منجر نشده است، زیرا اگر چنین چیزی اتفاق افتاده بود با توجه به حکم شرعی قضیه مجازات این افراد اعدام بود. وی ادامه داد: از آنجا که مجازات چنین اعمالی، داخل در حدود است قابل عفو نیست، بنابراین ناچار باید قائل شد به اینکه آنچه واقع شده عملی منافی عفت و خلاف اخلاق غیر از لواط بوده و مجازات آن تعزیری است. این حقوقدان بیان کرد: هزار ضربه شلاق تعداد نامتعارفی است و اگر مقرر باشد که یکجا اجرا شود مطمئنا نتیجه آن مرگ خواهد بود و تعیین زندان در اینگونه موارد البته در شرع پیش‌بینی نشده و نمی‌دانم در قوانین عربستان آیا مجازات‌های تعزیری نظیر آنچه ما داریم یعنی حبس به منظور تعزیر وجود دارد یا خیر؟ بهمن کشاورز افزود: این رای نشان می‌دهد که حضور این افراد در زندان، این امکان را ایجاد می‌کند که هزار ضربه شلاق در ظرف ۴سال به‌تدریج اجرا شود.
اول امان‌نامه دادند بعد همه را سر بریدند
روزنامه کیهان با اشاره به خطبه های دیروز نماز جمعه تهران به امامت، آیت الله احمد خاتمی، تیتر “مجلس خطوط قرمز هسته‌ای را تبدیل به قانون کند” را انتخاب کرده است: آیت‌الله خاتمی گفت: از مجلس شورای اسلامی درخواست می‌کنیم که۶ خط قرمز مورد نظر رهبری در مذاکرات هسته‌ای را تبدیل به قانون کند تا به کلی دشمنان ملت ایران مأیوس شوند که ملت ما تسلیم را نمی‌پذیرد. آیت‌الله سید احمد خاتمی در خطبه‌های نماز جمعه تهران با اشاره به هشدار مقام معظم رهبری در مورد «تحریف امام» در سالروز رحلت امام، اظهار داشت: تحریف امام تحریف صراط مستقیم است و اگر از این راه عمدا یا سهوا فاصله بگیریم سیلی می‌خوریم. وی اصول تعیین شده توسط بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی را اسلام ناب محمدی در مقابل اسلام آمریکایی، توکل و اعتماد به خدا، اعتماد به وعده الهی نه اعتماد به قلدرهای جهانی،‌ اعتقاد به اراده ملت و حمایت از مستضعفان و نفرت از اشرافی‌گری برشمرد. خطیب موقت نماز جمعه تهران خاطرنشان کرد: امام آن بزرگواری است که تا آخر عمر با نفرت از آمریکا و شیطان بزرگ دانستن آمریکا از دنیا رفت.
کیهان در ادامه گزارش خود آورده است: آیت‌الله خاتمی تأکید کرد: برخی از کسانی که نزدیک به امام بودند می‌گویند ما به امام نامه نوشتیم که تا زنده هستید مشکل آمریکا را حل کنید. ما از ایشان می‌پرسیم نامه شما به امام رسید؟ مگر می‌شود نامه شما به امام نرسد اما امام مشکل آمریکا را حل نکرد و معنای این حرف این است که امام تا لحظه مرگ، آمریکا را شیطان بزرگ می‌دید و شعار مرگ بر آمریکا را شعار حق می‌دانست. وی ادامه داد: یک اصل را هم مقام معظم رهبری در سخنان خود نگفت به خاطر اینکه کسانی نگویند دعوت به خود است و آن اصل ولایت‌فقیه است که امام تا آخر عمر مدافع این اصل عزت آفرین بود و فرمودند پشتیبان ولایت‌فقیه باشید تا کشور آسیب نبیند. خطیب موقت نماز جمعه تهران در مورد مسائل هسته‌ای نیز خاطر نشان کرد: مسائل هسته‌ای، مسئله حساس سیاسی است و همه به خود اجا‌زه می‌دهند در این رابطه اظهار نظر کنند و حقشان هم است. سیاسی شدن مردم از برکات انقلاب است. آیت‌الله خاتمی با بیان اینکه منتقدان مذاکرات هسته‌ای باید بدانند مذاکره‌کنندگان هسته‌ای فرزندان ملت هستند، گفت: منتقدان نباید مذاکره‌کنندگان را زیر سوال ببرند و متهم به خیانت و امثال اینها کنند. اینها رزمندگان جبهه دیپلماسی هستند. باید همه کمک کنیم تا این رزمندگان در این عملیات موفق شوند. وی خطاب به مسئولان گفت: از مسئولان انتظار می‌رود که هر نقد و تجمعی را تخریب نپندارند. چه بسا این تجمعات قانونمند مشت مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ما را پر می‌کند.
“اول امان‌نامه دادند بعد همه را سر بریدند”، تیتر گزارش کیهان از تازه ترین جنایت گروه های تروریستی در سوریه است: تروریست‌های تکفیری النصره در تازه‌ترین جنایت خود ۴۰ نفر از دروزی‌های ساکن ادلب را سر بریدند در حالی که سرکرده القاعده به آنها امان‌نامه داده بود. دروزی‌های ساکن سوریه پس از جنایت اخیر تروریست‌های تکفیری، روزهای سختی را می‌گذرانند و در وحشت و نگرانی شدیدی به سر می‌برند چرا که تکفیری‌ها به‌رغم دادن امان‌نامه و تضمین اینکه با آنان کاری ندارند ۴۰ نفر از آنان را سر بریدند. درگیری زمانی آغاز شد که عناصری از النصره به سر کردگی «التونسی» قصد داشتند منازل عده‌‌ای از ساکنان روستای «لوزه» از توابع استان ادلب را مصادره کنند که با مقاومت اهالی مواجه شدند. تروریست‌ها با اهالی درگیر شدند و علاوه بر تخلیه منازل از جوانان این روستا خواستند به آنها بپیوندند و آموزش ببینند و سلاح‌های خود را تحویل عناصر مسلح النصره بدهند لیکن اهالی این درخواست را رد کرده و با تروریست‌ها درگیر شدند که در جریان این درگیری سه نفر از تروریست‌ها به هلاکت رسیدند. پس از اینکه تروریست‌ها نتوانستند روستا را به دست گیرند به دستور سرکرده خود ۴۰ نفر از ساکنان روستا را به طور دسته‌ جمعی سر بریدند. برخی منابع خبری این تعداد را ۲۰ نفر اعلام کردند. برخی گزارش‌ها نیز می‌نویسد، این عده به ضرب گلوله اعدام شده‌اند. این جنایت فجیع و غیرانسانی در حالی صورت گرفت که در هفته گذشته «ابو محمد الجولانی» سرکرده اصلی جبه النصره اعلام کرده بود که «ایمن الظواهری» رهبر القاعده به دروزی‌های ادلب امان‌نامه داده است و اقلیت‌های دروزی در امان هستند. مذهب دروزی‌ شاخه‌ای از فرقه اسماعیلیه است که نخستین بار در قاهره پایتخت مصر پایه‌گذاری شد. سکونتگاه اصلی پیروان این فرقه در سوریه، لبنان، فلسطین و اردن است. دروزی‌ها در قرن ۱۱ میلادی از اسماعیلیان منشعب شدند و خود را «موحد» یا «اهل توحید» می‌دانند.
کاهش ۱۰ درصدی رضایت از روحانی در نظرسنجی مورد نظر حامیان دولت، عنوان یکی از اخبار ویژه کیهان است که به موضوع واکنش حامیان دولت به نتیجه نظرسنجی آی پز درباره محبوبیت روحانی پرداخته است: رسانه‌های حامی دولت نظرسنجی شرکت آی‌پز درباره قضاوت مردم نسبت به عملکرد روحانی را به طور ناقص منتشر کردند. این رسانه‌ها گفته‌اند درصد کسانی که از عملکرد روحانی رضایت دارند نسبت به بهمن پارسال یک درصد کاهش یافته و به ۴۸ درصد رسیده است. اما قسمت حذف شده خبر این نظرسنجی آن است که همین نظرسنجی به نسبت آبان ۹۳، ۱۰ درصد کاهش را نشان می‌دهد. بنابر نتایج نظرسنجی مورد اشاره نسبت کسانی که عملکرد روحانی را در خرداد ۱۳۹۴ رضایت‌بخش می‌دانند با یک درصد کاهش به نسبت بهمن ۹۳، به ۴۸ درصد رسیده است. این رقم در آبان ۹۳ به میزان ۵۸ درصد بوده است. در مقابل میزان نارضایتی از ۲۷ درصد آبان ۹۳ و ۲۹ درصد بهمن ۹۳ به ۳۳ درصد در خرداد امسال افزایش یافته است. آی‌پز، طی یک نظرسنجی تلفنی، نظر مردم را در مورد عملکرد رئیس جمهور در یک طیف پنج قسمتی مورد بررسی قرار داده است. مطابق یافته‌های این نظرسنجی که طی روزهای ۶ تا ۸ خرداد ماه ۱۳۹۴ انجام شد، ۳۷ درصد از عملکرد رئیس جمهور «راضی» و ۱۱ درصد هم از عملکرد ایشان «تا حدی راضی» هستند. همچنین ۲۸ درصد از عملکرد رئیس جمهور «ناراضی» و ۵ درصد هم از عملکرد آقای روحانی «تا حدی ناراضی» هستند. مؤسسه آمریکایی آی‌پز می‌گوید این نظرسنجی را ۶ تا ۸ خرداد و از میان ۶۸۰ نفرانجام داده است.
انتهای پیام

همچنین ببینید

محوطه فرهنگی مقبره الشعرا در محاصره موتورسوارها

محوطه مجموعه گردشگری مقبره الشعرای تبریز پس از تغییرات در محوطه هر چند پذیرای خانواده ها و گردشگران شده اما موضوعی که بیشتر از همه فضا را آزاردهنده می کند حضور راکبان موتورسوار در داخل محوطه و بین جمعیت است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *