سه شنبه , 28 بهمن 1404

“تئودور هرتسل” اولین بنای ساخت رژیم صهیونیستی/ قیمومت فلسطین برای انگلیس آغازی برای انفجار خون در کرانه باختری

به گزارش فرهنگ عجب شیر به نقل از خبرنگاران؛شصت و هفت سال پیش زمانی که در کنار نیل ماهیگیران به راحتی به ماهیگیری مشغول بوده و مردان و زنان درگیره روزمره های زندگی خود بودند  و غباری خورشید را فرا نگرفته بود و بی واسطه می‌شد نظاره گر آسمان بود! مرگ‌ها مرگ طبیعی بود و زاد و ولد بدون هیچ سایه سیاهی صورت می‌گرفت!

آری شصت و هفت سال پیش در این ۲۵۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت در ساحل شرقی دریای مدیترانه زندگی در جریان بود و واژه نسل کشی برای مردمان آن به قدری غریب بود که حتی در کابوس‌های آنان نمی‌گنجید.

اما این در حالی بود که روباه پیر شدیدا چنگال‌های خود را برای این منطقه استراتژیک تیز کرده بود بنابراین بار دیگر با اشغال مصر یهودیان را ترغیب کرد تا ادعای‌ بی‌‏اساس خود را مبنی‌ بر داشتن حق بازگشت، به کوه کذایی‌ “صهیون” در قدس و برپایی‌ دولت در فلسطین مطرح کنند.

“تئودور هرتسل” (خبرنگار یهودی‌‏تبار اتریشی‌) نامی که در تاریخ ننگین قدس اشغالی، هرگز پاک نخواهد شد، وی در امر دعوت از یهودیان جهان، برای‌ تأسیس دولت صهیونیستی‌ در فلسطین بوده و تلاش کرد سلطان عثمانی‌ “عبدالحمید دوم”، در مقابل پرداخت چند میلیون سکه طلا، با تسلیم فلسطین به یهودیان موافقت کند. سلطان عبدالحمید این پیشنهاد را رد کرد و تأکید نمود که سرزمین فلسطین، متعلق به مسلمانان بوده و حتی‌ با پول همه یهودیان آن را نخواهد فروخت. بدین جهت یهودیان وی‌ را در سال ۱۹۰۸ م. سرنگون ساختند. هرتسل که از این نیرنگ طرفی‌ نبسته بود، راهی‌ آلمان، ایتالیا و روسیه شد تا آنها، یهودیان را در اشغال فلسطین یاری‌ رساند امّا آنها از این کار سر باز زدند زیرا فلسطین سرزمینی‌ است که مردم خودش را داشته و تحت حاکمیت امپراتوری‌ عثمانی‌ بود. او که دست خالی‌ از این کشورها بازگشته بود، به مشوق اصلی‌ و مروّج ایده صهیونیستی‌ (بریتانیا) روی‌ آورد و این کشور تعهد داد از طرح تشکیل رژیم صهیونیستی‌ حمایت کند.

در سال ۱۸۴۰ موج خشونت های ضد یهودی در دمشق بالا گرفت و انگلستان حمایت ازیهودیان را تشدید کرد. پس از مرگ هرتسل در سال ۱۹۰۴ “خائیم وایزمن” ( ۱۹۵۲-۱۸۷۴) رهبری صهیونیسم را به عهده گرفت. وایزمن که شیمی دان بود در طول جنگ جهانی اول برای دولت انگلستان تحقیقات نظامی می کرد و لرد بالفور وزیر خارجه وقت انگلیس وی را در نیروی دریایی سلطنتی انگلستان به استخدام درآورده بود.

وایزمن نیز مانند هرتسل عقیده داشت که حمایت از صهیونیسم به نفع بریتانیا تمام می شود. زمانی که انگلستان در جریان جنگ جهانی اول بخشی از سرزمین های متعلق به امپراتوری عثمانی را به چنگ آورد، وایزمن نیز به تلاش هایش افزود و در سال ۱۹۱۷، لرد بالفورد را متقاعد ساخت که لایحه ای اصولی برای دفاع از صهیونیسم به کابینه ارائه دهد. به درخواست بالفور، وایزمن و “لرد روچیلد” که سرپرستی فدراسیون صهیونیسم را در انگلستان به عهده داشت، پیش نویس لایحه را تهیه کردند. بالفور کابینه را متقاعد کرد که این لایحه را تصویب کند و طی نامه ای برای روچیلد نوشت: “انگلستان نسبت به استقرار وطن ملی برای یهودیان در فلسطین نظر مساعد دارد.”

با توجه به اهمیت نفت در جنگ جهانی، انگلیس قصد داشت که یک لوله نفتی از حوزه های نفتی عربی واقع در غرب حیفا بکشد. “سرمارک سایکس” کارشناس انگلیسیها امور فلسطین، صهیونیسم را ابزار توسعه نفوذ انگلستان در خاورمیانه می دانست. در سال ۱۹۱۶ سایکس موفق شد قرارداد سری سایکس پیکو را مورد تقسیم امپراتوری عثمانی پس از پایان جنگ منعقد کند. این قرارداد به انگلستان حق می داد که بندری در حیفا بسازد و خواستار تسلط مشترک انگلستان و فرانسه بر فلسطین بود، دولت انگلیس از رقابت فرانسه واهمه داشت و تصور می کرد که حضور یهودیان تحت الحمایه انگلستان در فلسطین به لندن کمک خواهد کرد تا تسلط بیشتری بر آن سرزمین داشته باشد و اسکان یهودیان در فلسطین، پایگاه محکمی برای انگلستان خواهد بود که بتواند توازن را در برابر تسلط فرانسه بر سوریه و لبنان حفظ کند. در آن روزها فلسطین کشوری بود با حدود ۳۰ تا ۶۰ هزار یهودی که همه آنها هم صهیونیست نبودند.

در ۲۲ ژوئیه ۱۹۲۲ جامعه ملل، بنا به درخواست انگلستان به آن کشور در اداره فلسطین حکم قیومیت داد. این حکم به حاوی بیانات اعلامیه بالفور بود، دقیقا به همان ترتیب توسط هیات وزیران انگلستان در سال ۱۹۱۷ تصویب شد. در انگلستان، اعتراضاتی علیه صدور این حکم به وقوع پیوست، مبنی بر اینکه شناسایی اعلامیه بالفور، حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین را از بین خواهد برد. با اتکا به اعلامیه بالفور، صندوق ملی یهود میزان خرید املاک را افزایش داد. در سال ۱۹۲۰ سازمان جهانی صهیونیست، صندوق بنیاد فلسطین را تاسیس کرد تا بودجه اسکان یهودیان در سرزمین های خریداری شده را تامین کند.

سکناگزینان صهیونیست نیرویی به نام ” هاگانا” تشکیل دادند تا مامور حفاظت از زمینهایشان باشد. در اوایل دهه ۱۹۳۰ زمانی که احساسات ضد یهود در آلمان رشد می کرد، دولت انگلستان سطح مهاجرت یهودیان را افزایش داد و در نتیجه تعداد یهودیان در فلسطین بین سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۵ دو برابر شد و انگلستان اجازه داد املاک جدید و زیادتری نیز خریداری کند. در سال ۱۹۶۳، واهمه اعراب نسبت به این احتمال که آژانس یهود در پی ایجاد دولت است، منجر به شورش علیه انگلستان شد. اعتراب امیدوار بودند تا از طریق نهضتی که بیشتر به روستائیان متکی بود،بر انگلستان فشار وارد آوردند تا مسئله مهاجرت یهودیان و خرید اراضی را متوقف کند. از طرف دیگر، کمیته هایی برای سازماندهی اعتصابات صنفی تشکیل شد و اعتراض های به اعمال انگلیس و اجازه خرید املاک جدید صورت گرفت و اقداماتی نیز برای عدم پرداخت مالیاتها به عمل آمد. گروه های عرب به مناطق مسکونی صهیونیست ها حمله بردند که تعدادی از غیر نظامیان کشته شدند.”هاگانا” متقابلا به روستاهای عرب حمله کرد که منجر به مرگ تعدادی از آنان و تخریب خانه هایشان شد.

ادامه دارد…

همچنین ببینید

مجید قنبرزاده، مدیر برتر سازمان منطقه آزاد ارس شد

مجید قنبرزاده، مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل با کسب بیشترین امتیاز به‌عنوان مدیر برتر سازمان در سال ۱۴۰۲ معرفی شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *